واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
879
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
گويند از معاقل آن چون بگذرند ولايت پرنعمت و خصب باشد ، آنجا رويم و آن را پناه جاى سازيم از لور و شول و فارس صد هزار مرد پياده جمع كنيم » و به يارى ايشان دفع مغولان نمائيم . سلطان اين نقشه را هم تصويب نكرد و گفت كه نصرة الدين غرض شخصى دارد و بدين وسيله مىخواهد از دشمن خويش اتابك فارس انتقام ستاند . نصرة الدين به سرزمين خود بازگشت . و محمد در عراق باقى ماند و چون مغولان نزديك شدند با پسران به قلعهء قارون رفت ولى روزى بيش در آنجا نماند و چند اسب و چند تن راهنما [ قلاوز ] با خود برد و « متوجه بجانب بغداد » شد و مغولانى را كه در تعقيب وى بودند گمراه كرده فريب داد و به قلعه سرجاهان رفت و هفت روز در آنجا اقامت گزيد و از آنجا خود را به كرانهء درياى خزر رسانيد . آنچه نقل شد گفتههاى جوينى است و وى بالكل دربارهء آنكه سلطان به همدان رفته بوده سخنى نمىگويد . بازرگانانى كه ابن اثير اطلاعات خويش را از ايشان بدست آورده ، سلطان را در همدان ديده بودند . بنا به گفتهء نسوى حتى در مرغزار دولت آباد كه در حومهء همدان بوده پيكارى ميان سلطان و مغولان وقوع يافت . اخبار مربوط به عمليات مغولان نيز « 1 » چندان روشن نيست . بنابه دستور العملى كه در « يوآن - چائو بى - شى » منقول است « 2 » ايشان مأمور
--> ( 1 ) - دربارهء ايشان گذشته از جاهاى مذكور ، به ابن اثير ، چاپ تورنبرگ ، XII ، 246 - 243 ؛ 17 - 13 ، CMIZO , I ؛ جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، II ، 995 - 987 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 342 - 341 ) ؛ جوينى ، چاپ قزوينى ، I ، 116 - 112 ؛ 138 - 134 ؛ 168 - 164 ، 150 - 147 . Schefer , « Chrestomatie Persane » , t . II , PP ميرخواند ، « تاريخ چنگيز خان » ، چاپ ژوبر ، 134 - 124 . رجوع شود . ( 2 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 146 ؛ ( چاپ كوزين ، 157 ) .